تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی ............... پیش تر زانکه چو گردی ز میان برخیزم


بسم الله الرحمن الرحیم









روابط متقابل مردم و رهبر

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه و در خطبه 216(ترجمه دشتی) می فرمایند :« اگر بنا باشد حق به سود کسی اجرا شود و زیانی نداشته باشد، این مخصوص خدای سبحان است نه دیگر آفریده ها.»

و در ادامه می فرماید: «در میان حقوق الهی بزرگ ترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است. حق واجبی که خداوند سبحان، بر هر در گروه لازم می شمارد، و آن را عامل پایداری پیوند ملت و رهبر، و عزت دین قرار داد. پس رعیت اصلاح نمی شود مگر آن که زمامداران اصلاح گردند و زمامدار اصلاح نمی شود جز با درستکاری رعیت. و آن گاه که مردم حق رهبری را ادا کنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد، و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برقرار، و سنت پیامبر پایدار گردد و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس می گردد.

اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر مردم ستم کند، وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار ،و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد و راه گسترده سنت پیامبر متروک، هواپرستی فراوان ،احکام دین تعطیل، و بیماری های دل فراوان شود. مردم از اینکه حق بزرگی فراموش می شود، یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می یابد، احساس نگرانی نمی کنند!

پس در آن زمان نیکان خوار، و بدان قدرتمند می شوند، و کیفر الهی بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود. پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید، و نیکو همکاری نمایید.»

در باره ی روابط سالم و متقابل رهبر و مردم نیز می گویند:«مردم، از پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند آنها  دوستدار ستایش اند، و کشور داری آنان بر کبر و خودپسندی استوار باشد، و خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم، و خواهان شنیدن آن می باشم.

من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مستایید. تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم، و حقوقی که مانده است بپردازم، و واجباتی که بر عهده من است و باید انجام گیرد ادا کنم.

پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن می گویند، حرف نزنید.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 18:40  توسط صالح  | 


سلام

انشاالله شماره ی دوم نشریه باران تو این هفته توزیع میشه...به همین منظور فایل pdf شماره ی اولو گذاشتم تا اگه خواستید ، ببینید.

بله دیگه کافیه رو کلمه ی نشریه باران کلیک کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14 ساعت 23:25  توسط صالح  | 


فقدان راه علی(ع)

گاهی اوقات انسان را به خاطر کار خطایی که مرتکب نشده ، مجازات می کنند ، ولی نه به ناحق بلکه کاملا به حق!

همانگونه که وقتی ما به طور غیر مستقیم منشا خیری شویم در آن کار سهیم هستیم ، عکس این قضیه هم صادق است.

اگر این قضیه را به مسائل بزرگ جامعه تعمیم دهیم ، راه برایمان شفاف تر می شود و انتخاب آسان تر.

*در دوران خلافت حضرت امیر(ع) عبدالله بن عباس ، پسر عموی حضرت ، فرمانروای بصره بود و با قبیله ی بنی تمیم به دلیل سابقه ی بد سیاسی آنها که در جنگ جمل از طلحه و زبیر و عایشه حمایت کرده بودند ، بسیار بد رفتاری می نمود و با تحقیر و توهین دشمنی خود را نسبت به موضعگیری سیاسی سابق آنها علیه امام نشان می داد ، تا اینکه حضرت از ما وقع مطلع شده و ضمن نامه ای پس از اینکه کمی از فضایل بنی تمیم را به عبدالله گوشزد نمودند ، چنین نوشتند که :

.....پس ای ابوالعباس ! خدا تو را در آنچه از دست و زبانت جاری شده بیامرزد ! که من و تو در این امر شریک هستیم .....(قسمتی از نامه ی 18 نهج البلاغه)

توجه دارید که مولا این را در مورد بنی تمیم می زند که دشمنی اش در گذشته ثابت شده بود و نه اینکه فقط منتقد باشند. این یعنی اوج ماجرا ! حال ما در کجا سیر می کنیم؟

پس ما نیز باید از مولایمان مدد بجوییم و هر وقت در موضع قدرت قرار گرفتیم ، تقوا پیشه کنیم و در برخوردمان با آنهایی که زمانی رقیب سیاسیمان بوده اند ،  انصاف را رعایت کنیم.... انشاالله

توجه : (لطفا در شخصیت سازی به جای اشخاصی که نامشان برده شده بپرهیزید که این کار کلا صحیح نیست)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/30 ساعت 21:28  توسط صالح  | 


سلام

راستش یه چیزایی میخواستم بگم در رابطه با ( ما و سردرگمی پس از انتخابات) البته ببخشید که به خاطر سرعت پایین تایپ با ایجاز سخن میگم.اولا اینکه یه افرادی مثل من که خیلی دوست دارن تو کارهایی مثل نشریه و گروه های مذهبی و فرهنگی شرکت کنن این روزا سخت سردرگمند که نکنه وارد گود بشیم و همون بلایی سرمون بیاد که بعد از انتخابات سر خیلیا اومد و هنوزم ادامه داره؟آخه تا میایم حرف بزنیم میگن از اصلاح طلبا و موسوی و خاتمی و کروبی و اینا که اصلا صحبت نکنین که دلیلشم مشخصه!از آیت الله ...... و آیت الله ..... هم هیچی نگین که مثلا یکیشون خیلی انتقاد می کنه یکیشونم حرفاشو خیلی راحت میزنه حالا مرجع تقلیدم هست که باشه اصلا فرق نمی کنه منتقد و مخالف خائنه حالا هر کی می خواد باشه.چند وقت پیش تو بورد بسیج دانشکده فنی زده بودن : سیب زمینی نباشید!!!!!خب این یعنی دانشجو باید کار سیاسی بکنه و نظر سیاسی داشته باشه ولی یکی نیست به این بنده خداها بگه آخه وقتی هم که کار سیاسی می کنن میگین بر اندازن و بی دینند و هزار تا چیز دیگه.آخه باباجون وقتی رقابت سیاسی رو می پذیرید باید بپذیرید که گروه مخالفتون تموم تلاششو میکنه که حرفشو به کرسی بشونه و قدرتو به دست بگیره اینا لازمه ی فعالیت سیاسیه ولی امروز اسمش شده انقلاب نرم یا مخملی(ای قربون این مخمل برم که عکسشم زینت بخش پست پایینه)آخه با این تعریف، انقلاب مخملی که بد نیست.مگه بده مردم یک کشور به صورت نرم تغییراتیو تو کشورشون ایجاد کنن تا به نقطه ی دلخواهشون برسن ؟نه یکی به من بگه کجاش بده؟هان بگین دیگه؟منتظرم....!!!!!ایول دیدین بد نیست....زیاده گویی بسته . اصلا آمادگیه روحیه خوبی برا کهریزک رفتنو ندارم....همه ی اینا رو هم که گفتم تکذیب می کنم همین حالا یه فرصتی پیش اومد فکر کردم دیدم اشتباه می کردم و افکار غربی باعث این طرز تفکرم شد و خلاصه اینکه هر چی که دوستان ما بپسندن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19 ساعت 13:46  توسط صالح  | 


سلام

 

فعلا حرف خاصی ندارم فقط می خواستم بگم هستم تا بعضیا به شایعات دامن نزنن()

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25 ساعت 11:30  توسط صالح  | 


 

 مخملیاش بخونند

{از اینکه نه جدی نوشتم نه طنز ببخشید،خواستم مثل شرایط این روزا بنویسم}

به نام خدا

نمیدونم تا حالا سابقه داشته یه جناحی تو یه کشوری اینقدر قدرت داشته باشه که بتونه اون یه جناح دیگه رو از ریشه نابود کنه؟

.و چه زیبا این اتفاق تو کشور ما افتاده!

چند سال پیش بود که یکی یه جوکی گفت که خیلی با حال بود :

یه روز به سه گروه سیا ،موساد و اطلاعات ایران میگن برین تو این جنگل یه خرگوش پیدا کنید.موساد و سیا میرن و دست از پا درازتر بر میگردن.اطلاعات ایران که میره میگه من پیدا کردم،بله میبینن یه خرس گنده رو گرفته و خرس بیچاره داره به خودش پنجه میکشه و مدام میگه:من خرگوشم به خدا من خرگوشم.

حالا شده قضیه ی اعترافات امروز،ببخشید دفاعیات امروز.

وقتی که محمد علی ابطحی و عطریان فر کلا هر چیزی رو که قبلا قبول داشتند،به باد انتقاد می گیرن و میگن ما در فضای بسیار خوب زندان طی گفت و گوهایی که با بازجوهای با فهم و شعورمون داشتیم و فرصتی که به دست آورده بودیم به این نتیجه رسیدیم که کلا انسانهای مزخرفی هستیم،خاک بر سر ما و دیگه اینکه قرار بوده انقلاب مخملی کنیم ولی پامونو شیکوندن (تصویر بالای صفحه) و مملکت رو از آن خود کنیم و خلاصه هر چی که قبلا گفتن ما باید بگیم انجام دادیم رو انجام بدیم تا شاید بتونیم یه روزی معاون سیاسیه وزیر کشور، رییس دفتر و معاون پارلمانی و حوقی رییس جمهور یا رییس شورای شهر تهران بشیم .

پرانتز گنده باز

اطلاعات عمومی:

محمد علی ابطحی

آقای ابطحی، روحانی اصلاح طلب و از چهره‌های جنبش اصلاحات در ایران است. او در دولت محمد خاتمی مدتی رئیس دفتر رئیس‌جمهور بود و سپس به معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری ایران برگزیده شد. آقای ابطحی در اواخر دوران هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی از مقام خود استعفا داد و عمده فعالیت خود را در "مرکز گفت و گوی ادیان" که یک موسسه پژوهشی درباره مسائل دینی است، ادامه داد.

آقای ابطحی در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق که رادیو یکی از مهمترین رسانه ها در ایران به شمار می رفت، مدتی رئیس رادیو ایران بود. او در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از کناره گیری محمد خاتمی از نامزدی، از کاندیداتوری مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی حمایت کرد.

محمدعطریانفر

از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی نزدیکترین حزب ایران به اکبر هاشمی رفسنجانی، یعنی حزب کارگزاران سازندگی ایران است. کارگزاران سازندگی، از احزاب اصلاح طلب ایران است که توسط ۱۶ نفر از اعضای دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، در اسفند ۱۳۷۴ خورشیدی و با انتشار فهرست نامزدهای مورد حمایت خود در انتخابات مجلس پنجم، آغاز به کار کرد.

آقای عطریانفر که از چهره های کلیدی حزب کارگزاران است در خلال سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مدیر کل سیاسی وزارت کشور بوده است.

او مدتی هم رئیس حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بود و در اولین انتخابات شورای شهر تهران، به عضویت در این شورا در آمد و مدتی نیز رئیس این شورا شد. تا پیش از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، آقای عطریانفر بیش از یک دهه سردبیر روزنامه همشهری بود، که یکی از پرتیراژ ترین روزنامه های ایران محسوب می شود و متعلق به شهرداری تهران است.

پرانتز گنده بسته 

آره دیگه ما شاکی هستیم از برخوردا و برگزاری انتخاباتو صدا و سیما و قوه ی قضاییه و غیره، به خصوص (وغیره) تازه دادگاه می گیرن این طوری تا نه تنها دیگه اثری از آثار سران جناح مقابلشون نمونه بلکه دیگه کسی جرات نکنه بگه من اصلاح طلبم یا از موسوی و خاتمی و کروبی مثلا خوشم میاد.

خب البته درستش هم همینه.آخه این آقایون نذاشتن صاحبان قدرت طعم پیروزی با 24 میلیون رای رو بچشن.فقط یه سوال باقی می مونه که چرا خود آقای موسوی رو نمیگیرن . اگه قراره مخملی باشه اون که آخر مخملای عالمه.البته سوال دومی هم هست،اینکه چراآقای محسنی اژه ای با پخش این اعترافات(ببخشید دفاعیه ها) مخالفت می کرد-خدای نکرده،زبونم لال مگه شرایط این اعتراف گیریا مشکل داشته؟- و سرپرست جدید این وزلرتخونه(م.احمدی نژاد)با پخش اینها موافقت کرده-خب شاید مشکل نداشته!!!- ؟

 پیوست:

 

 

                                                                                                                             

 

 

اعترافات آینده ی این آقا رو تو ادامه مطلب بخونید:

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11 ساعت 4:7  توسط صالح  | 


مشاور ارشدی و ریاست دفتر رییس جمهوری مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/04 ساعت 2:24  توسط صالح  |